أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

244

قانون ( فارسى )

سعتر « 1 » ( پونهء كوهى ، مرزهء كوهى ، مرزه ) : هم‌قوت آويشن است و شربتش تماما مانند شربت آويشن است . گزينش : قوىترش مرزهء كوهى است . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : پوست‌كن و تحليل‌بر و لطافت‌بخش است . مفاصل : داروى درد سرين است . سر : قوتى سوزنده دارد اگر آن را بخايند لثهء سست را استحكام بخشد ، درد دندان را تسكين دهد . سينه : روغنش براى سينه و شش مفيد است . اندامان غذا : براى معده و كبد خوب است . اندامان راننده : حيض و بول را ريزش دهد ، كرمها و كرم كدو را بيرون راند . سيساليوس ( كاشم ) : ديسقوريدوس گويد : اين گياه در سرزمين ( مسالوطيفيه ) رويد . برگش به برگ رازيانه مىماند و از برگ رازيانه ستبرتر است ، ساقه‌اش از ساقهء رازيانه زبرتر است . بر ساقه تاجى دارد كه به تاج گل شبت شبيه و ثمرش تقريبا به درازا مىزند و مزه‌اش يا تلخ يا تند است . بسيار زود مىريزد . بيخش دراز و خوش‌بو است . نوعى كاشم ديگر هست كه برگش به برگ لبلاب بزرگ شبيه و از آن كوچكتر است و مستطيل الشكل . اين گياهى است پاينده ( ميانهء درخت و گياه ) و بزرگ ، شاخه‌هايش تقريبا يك وجب درازا و تاج گلهايش به تاج گل شبت مىمانند . تخم سياه و متراكم دارد و از قسم اولى تندتر و خوشبوىتر است و خوشمزه . در بلنديها مىرويد و بايد زمين مرطوب باشد . قوت و كنش اين نوع برابر با كنش و تأثير نوع اولى است . نوع سومى هم هست كه آن در جزيرهء ( فالوفرنيس ) پيدا مىشود . برگش شبيه برگ فربيون است . ليكن از برگ فربيون زبرتر و ستبرتر است . ساقه‌اش به ستبرى خيار است و از ساقهء كاشم اولى بسيار ستبرتر است . ساقه‌اش زرد مايل به سفيد است كه سفيدى چيرگى دارد . بر ساقه تاجى بزرگ است كه ثمر و تخمهاى موجود در آن از تخم و ثمر دو قسم نامبردهء سابق پهن‌تر و بزرگتر و خوشبوىتر است . و قوتش با قوت اولى برابر است . اين نوع اخير در جاهاى سخت و در ميان پشته و تپه‌هايى كه خاك سرخ و زرد مختلط دارند مىرويد . گروهى پنداشته‌اند كه كاشم همان انگدان رومى است و اشتباه كرده‌اند . كاشم از انگدان كمى بلندتر و بسيار سفيدتر است . مزاج : در دوم گرم و خشك است . خاصيت : كاشم و بيخ و تخمش گدازنده ، لطافت‌بخش و بادشكن است . دردهاى ناپيدا را تسكين دهد . بلغم بندآمده را مىگدازد . چهارپايان از آن خورند بهرهء زياد دهند . با شراب بخورند ضد سرما است و اگر با فلفل باشد براى سرما خوب است اما پلك را زيان مىرساند . مفاصل : براى درد پشت خوب دارويى است . سر : بهترين داروى صرع و سبك عقلى است . ( كندذهنى ) . سينه : كاشم و بويژه بيخ و تخمش كه باهم باشند در علاج برنشيت ، دشوارى نفس ، نفس‌بلندى ( نفس الانتصاب ) ، سرفهء مزمن ، بسيار مفيد است . اگر بيخ كاشم را با عسل درآميزند و معجون شود و بليسند سينه را از رطوبتهاى لزج پاك مىنمايد . اندامان غذا : بادشكن است . دردهاى درونى را دوا است ، كاشم و بويژه

--> ( 1 ) - سعتر - پونه كوهى - منتهى الارب - سعتر - آويشن - بهمنيار - سعتر - سيسنبر - مرزنگوش وحشى - معين . سعتر - نوعى از آويشن كه بستانى آن را مرزه گويند - تحفه - و آنچه من به يقين مىدانم مرزهء كوهى است . - ه - در كردى سعتر را جاتره گويند و عرق آن را به منظور درمان شكم درد مىگيرند .